مرتضى مطهرى
141
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
مىشود ، به طورى كه امروز ممكن است براى بشر ، از ذغال ، هم ارزانتر و هم سادهتر تهيه شود . اين ( نفت يا ذغال ) يك حاجت دومى است براى بشر ، يعنى امرى است كه انسان به آن احتياج دارد اما در مرحلهء دوم . گرم شدن احتياج اولى است . اين يك مثال كوچك بود . اين است كه مىگويند حاجت زمان تغيير مىكند . خيلى موارد ديگر شما مىتوانيد پيدا كنيد كه در آنها احتياجات بشر تغيير مىكند ، به اين شكل كه سببى در كار مىآيد كه بهتر و كم خرجتر و آسانتر و نيرومندتر است . آن مقتضيات زمانى كه هر عاقلى ، هر عالمى بايد آن را بپذيرد ، اينجور مقتضيات است . اينها خلاصهاى بود از آنچه كه ديشب عرض كردم . ولى بحثى كه الآن مىكردم روى اين مبنا و پايه بود كه انسان يك سلسله احتياجات ثابت و دائمى دارد و يك سلسله احتياجات متغير . در اينجا ، هستند افرادى كه مىگويند تمام احتياجات بشر متغير است ، اصلًا بشر احتياج ثابت ندارد ، يعنى هيچ چيزى در دنيا نيست كه بشر هميشه و در تمام ادوار به آن احتياج داشته باشد . مىگويند همه چيز مثل ذغال است ؛ در يك زمان بشر به آن احتياج دارد ، در زمان ديگر احتياج ندارد و چون احتياج ندارد خواه ناخواه به حكم جبر زمان از ميان مىرود . البته اين مطلب كه اينها ادعا مىكنند ، شامل ماديات و معنويات هر دو مىشود . آنها راجع به دين اگر بحث مىكنند ، حتى اينجور حاضر نيستند بحث كنند كه آيا دين بايد باشد يا نبايد باشد . مىگويند ما اساساً به اين مسئله كار نداريم . دين در يك زمان كه بشر به آن احتياج داشته است ، به حكم احتياج پيدا شده و چون هيچ احتياجى براى هميشه باقى نمىماند ، كم كم احتياج بشر از آن سلب مىشود ، وقتى سلب شد خواه ناخواه از ميان مىرود ، همان طورى كه ذغال خواه ناخواه منسوخ مىشود . اين منطق ، يك حرفى است كه به آن خيلى آب و تاب دادهاند . اين همان منطق تودهاىها ، منطق ماديهاست . مىگويند هيچ احتياجى و هيچ چيزى در دنيا ثابت و باقى نيست . همه چيز در تغيير و تبديل است ، و امور احتياجى بشر هم در يك زمان مخصوصى پيدا شده و با تغيير زمان از بين مىرود . واى بسا كه صدها و هزارها جوان را با همين حرفها منحرف كردهاند . ولى ما بايد اين مطلب را بشكافيم . اصل اين قانون كلى به دو شكل بيان مىشود : يكى رنگ فلسفى مىگيرد و